۷/۱۵/۹۶ :: بق بقو

بق بقو

بق بقو

و ما برای عروج به آسمان آفریده شدیم

خدایا زمین گیر شدنم را مپسند...

به خود آی؛خود تو جانِ جهانی

۷/۱۵/۹۶

شنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۳۲ ب.ظ

میخواستم بنویسم امشب اولین کلاس ارشد رو تجربه کردم. بعد دیدم نه اولین بار که من وارد این دانشگاه شدم هم بازم سر کلاس ارشد نشستم. منتها فرقش این بود که سه سال پیش من مهمان گروه جغرافیا و دانشکده علوم انسانی بودم. یعنی خانوم برادر منو برد تا دانشگاه رو بهم نشون بده ...


یه قانون نانوشته درست کردیم، مایی که ترم بالایی محسوب میشیم باااااااید تو اتوبوس بشینیم :| ازونجاییی که تجربه سه سالمونو به کار میبریم دقیقا دَرِ اتوبوس جلو پامون باز میشه :دی یاد گرفتیم که چطوری تخمین بزنیم و کجا وایستیم برا سوار شدن :)) راننده اتوبوسم انگار میدونه که ما بااااید بشینیم -_-


امشب بعد از این که ایستگاه اخر از اتوبوس پیاده شدم. میخواستم از خیابون رد بشم هم زمان با من یه دختر خانم دیگه هم داشت رد میشد (تقریبا خیابون شلوغ بود) وسط خیابون بودیم که من ناخداآگاه دست دختره رو گرفتم و کشیدمش تا زودتر از خیابون رد شیم :| دختره خندش گرفته بود ...

واقعا نمیدونم چرا همچین کاری کردم ...

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۱۵
بق بقو

نظرات  (۷)

۱۵ مهر ۹۶ ، ۲۲:۳۷ هاژ محمود
سلام

جسارتا تمرکز بر کلاس بود!؟ ارشد بود!؟ اتوبوس بود!؟ دختر بود!؟
اتاق تمساخ ها بود!؟؟!
چی بود!؟

در هر صورت در کلاس ارشدی ک با اتوبوس رفتین و جون دختری نجات دادین موفق باشید! :دی
پاسخ:
سلام

:))) ، خودمم نمیدونم دقیق روز پر ماجرایی بود من یه کوچچولوشو نوشتم اینجا :دی

والا جون دختر در خطر نبود اما من کشیدمش:/
ماشااللاااه
همیشه موفق باشین ان شاالله
فق دیه تنبلی نکنین درس بخونین :|

ما با موتور میریم دانشگاه :| اینقدم باحاله -______-
پاسخ:
یاشا :))

چرا تنبلی باز :|

بعله دیگ ... شوما وسیله شخصی دارید ... ما که نداریم اتوبوسو جلو پامون نگه میداریم توقع زیادیه نه واقعا زیاد ~___~
حس انسان دوستانه ات بوده خو ! :))))
پاسخ:
:)))
فک نکنم ... شایدم واقعا نمیدونم چرا دستشو کشیدم . یه جورایی از من بعید این کار:))
۱۵ مهر ۹۶ ، ۲۳:۲۶ فاطمه. صاد
بعد دختره دیگه هیچی نگفت؟:))
شایدم جونشو نجات دادی و خودت خبر نداری...
پاسخ:
نه فقط خندید ، باورت میشه من حتی به صورتشم نگاه نکردم :|
حتی نمیدونم چه شکلی بود ... بعد که از خیابون رد شدیم صدا خندشو شنیدم روم نشد که برگردم دقیق بش نگاه کنم فقط برگشتم لبخند زدم

:)
به به تبرییییک
کلاس ارشدیت تبرییییکایشالا سر کار رفتن
ایشالا دکترا
ایشالا شوور :)))
مااااچ
پاسخ:
واای چه ذوقی کردم من *_*

اشتباه شده فک کنم (شاید بد نوشتم:/).... من هنوزم کارشناسیم فقط یک درس از دروس ارشد رو برداشتم -_- همین
حالا ان شاءالله امسال کنکور ارشد شرکت میکنم ، دیگ دعا کن نتیجش خوب بشه
بعد اونجا شیرینیو جشن و اینا دیگ :دی❤❤

😘
ایشااااالاااااا
+شیرینی من یه نون خامه ای + یه ناپلئونی + یه برش چیز کیک + ۳ تا لیوان چای میوه ای...
گفتم از الان بگم‌:))
پاسخ:
باعشه من بیام اونجا در خدمتم دیگ ... حتماً 👌👌

حله :))
:| نمیگی یه ماشین زد بهت با آسفالت یکی کردت چرا جون دختر مردمو به خطر میندازی؟:|
پاسخ:
دستم به دستش قفل شد یه دفع ای :|

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.