بق بقو

بق بقو

و ما برای عروج به آسمان آفریده شدیم

خدایا زمین گیر شدنم را مپسند...

به خود آی؛خود تو جانِ جهانی

چگونه آمپول را از نسخه دکتر حذف کنیم!

يكشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۰۱:۴۱ ب.ظ

امتحانات تموم شد .اما سرما خوردگی من نتنهاا خوب نشد بلکه تشدید شد و به عفونت ریه تبدیل شد :| . البته در همان اواسط امتحانات حس میکردم زیاد از حد دارم سرفه میکنم در حد خفگی حتی اما فکرشم نمیکردم انقد پیشرویی کنه که الان با هر نفسی (عمیق) کل اعضای داخلی بدنم ، خِس خِس بکنه و دهانمانان پر از افت هایی شود که به گفته دکتر بازم برمیگرده به همون عفونت ریه ... حالا دکتر هم ؛ جوری بهم گفت که ریت هم عفونت کرده انگار عفونت دست من بوده از قصد رفتم بهش زدم که عفونتی بشه .

ازون ور هم مادرمان هِی نمک میپاشید بر زخمِمان که خانم دکتر تا چند وقت پیش امتحان داشت . اصلا گوش نمیداد که بریم دکتر ک تا اینجوری شد . لباسَم که نمیپوشه:| غذا هم نمیخوره :/

(اخر مادر من لازم همه چیز رو به همه بگی :|||) . همه تلاشمو کردم که بفرستمش خونه خودم تنها برم دکتر هاا ولی فک کنم برا همین بود که میخواست بیاد باهام :| 

اما بین این موارد یه قسمت خوش حال کننده وجود داشت اونم وقتی بود که دکتر داشت نسخه می نوشت و من گفتم ببخشید الان آمپول که نمینویسید؟؟!؟! -_- گفت نه آمپول دیگ برای تو فایده نداره ... و اونجا بود که از این بیماری خوشنود گشتم (که الحمدالله آمپول دیگ از من گذشته :)) ولی خب ناگفته نماند اینقد دارو نوشت که برای همه عمرم کافیه به نظرم :/

***

راه حل اول: تا دیدید یوخده مریض شدید سرررریع برید دکتر 

راه حل دوم :بذارید انقد مریضیتون پیشرفت کنه که دیگ کار از آمپول بگذرد..مثلاً در حد مرگ باشید و اینا فک میکنم خوب باشه :| (البته جهت مزاح عرض کردم :|)

راه حل سوم (راه واقعی): حد وسط این دو مورد برید دکتر ...چون نه زود رفتن به دکتر خوبه و نه دیر رفتن .

جالا چرا زودتر رفتن خوب نیست ؟؟

حکمت 27: روش مقابله با بیماری ها

وَ قَالَ (علیه السلام): إمْشِ بِدَائِکَ مَا مَشَى بِک.
و درود خدا بر او، فرمود: با بیمارى ات همراهى کن مادامى که با تو همراهى مى کند. (خدایی منم داشتم مدارا میکردم دیگ  -_-) 

شرح حکمت:
اشاره به این که تا زمانى که بیمارى فشار شدید نیاورده بگذار بدنت بدون نیاز طبیبان و دارو آن را دفع کند.
بعضى از شارحان، براى این حدیث به جاى این معناى طبى و درمانى مفهوم اخلاقى ذکر کرده اند و گفته اند: انسان باید در برابر حوادث و مشکلات و بیمارى ها خویشتن دار باشد و تا مى تواند با مشکلات بسازد و زبان به شکایت نگشاید که با روح رضا و تسلیم سازگار نیست.

در حدیثى از امام کاظم(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «هیچ دارویى نیست مگر این که دردى را تحریک مى کند و هیچ چیز در بدن سودمندتر از امساک (خودداری؛ نخوردن غذا) جز نسبت به چیزى که به آن نیاز دارد نیست».
همچنین از همان امام(علیه السلام) مى خوانیم: « از معالجه طبیبان پرهیز کنید تا زمانى که بیمارى به شما فشار نیاورده است». [منبع]

موافقین ۴ مخالفین ۱ ۹۶/۱۱/۰۸
بق بقو

نظرات  (۱۱)

سلام

ان شاالله بزودی سلامتتون بازبیابید! :دی
پاسخ:
سلام
ممنون
ان شاءالله ... سلامتی واقعا واقعا بزرگترین نعمت
۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۰۰ ام اسی خوشبخت
البته این احادیث مال قبل از ظهور بیماری های خودایمنی بوده, چون در این مورد صبر یعنی پیشرفت بیماری و هزینه های سرسام آور و آسیب های شدید.
البته میدونم منظور شما از بیماری سرماخوردگی بود :)
ان شالله زودتر خوب میشید :)
پاسخ:
بله بله من منظورم همین سرما خوردگی ساده بود یا کسالت های سطحی. بعد این حدیث رو اوردم که پست یکم مفید بشه :) . وگرنه نباید با هر بیماری شوخی کرد.

ممنونم ان شاءالله همه سالم و سلامت باشن!
من خیلی در مقابل دکتر رفتن مقاومت میکنم همیشه هم وقتی رفتم که دیگه رو به موت بودم :/
و مدام به خود درمانی و درمان با گیاهان دارویی تاکید میکنم که خب خیلی وقتا جواب نمیدن
پاسخ:
هر کس خودشو بدنشو بهتر میشناسه ... بنظرم هر وقت لازم بود باید رفت.هر چند اگر به من بود نمیرفتم بازم 😐 ولی خو اگر دیرتر میرفتم بیمارستان بستری میشدم یحتمل بازم خوبه به زور بردن منو😐

این خود درمانیو واینا هم منم همینجوریم البته ، بیشتر برای بقیه :)) خودم خیلی حوصله ندارم بهش عمل کنم😐 . شعارم اینه :دی اگر قرار خوب بشم همینجوری خوب بشم😐:)) وگرنم ک...
جدا؟!!
من فک میکردم ما غیر طبیعی هستیم که تا درد به مغز استخونمون نرسیده دکتر نمیریم :))
پاسخ:
باور کن ! 

کلا خوشم میاد همه عین همیمیم :))
ولی خب من میشناسم کساییو که تا عطسه میکنن یه ذره علائم میبینن میگن بریم دکتر خوبه :|
سلام
سلامت باشی ان شاءالله
الان خوبی؟؟
*
فکر نکنم منظور این باشه وقتی به حد مرگ رسیدین برین سراغ دارو ها!
یعنی اون همراهی که نوشته به معنای بی خیال بیماری ات باش نیست
امش ینی راه بیا
تحت اللفظی اش این میشه: با بیماری ات راه بیا مادامی که با تو راه میاد.
اصلا خیلی متفاوت بنظر میرسه...

مثلا شاید منظورش اون باشه که طرف تا سردرد میگیره یه ژلوفن میخوره.... خو اقا شما چرا سردرد گرفتی اصلا؟ علت چی بوده؟ درمان چیه؟
*
شما شرح فرستادی و چندتا حدیث...مطلب حالبیه...
برم پی اش:(
*
عنوان مطلبت انگار یه مقاله ی علمی نوشتی در باب آمپول:(((
خدا سلامتی بده رفیق..
پاسخ:
سلام
ممنون، زنده باشی
الان الحمدالله(هر چند فعلا تغییری نکردم ، فقط دارم دارو های قوی میخورم ... حلت بد میشه:|)

نه اونو که شوخی کردم ... گفتم بالاخره ادم خودشو بدنشو بیشتر میشناسه باید ببینه اگر اوضاع وخیم تر از دفعات قبل یا علائم متفاوت با دفعات قبل خب یه واکنشی یه دکتری چیزی بره ... کلا همیشه حد وسط بودن خوبه

همانا نتایج تحقیقاتتو به ما نیز اعمال بنما :) باتشکر

-___- خدایی جا داره که نوشته بشه:))
قربونت ممنون،ان شاءالله شامل حال همه بشه
اقا این پرانتزا همشون قرار بود لبخند باشن:)
گوشی ما را ببخشای
پاسخ:
:)))
اینجوری اتفاقا بهتر بودش :دی
عین من باشین سوسول نباشین :|
الان بهتری؟:|
پاسخ:
من سوسولم الان؟!؟!؟ :|
الان که زندم، نفسم میکشم، خداروشکر :|

تو خوبی ؟ 🤔
خوبم🤔
پاسخ:
خو پس یعنی شک داری تو خوب بودنت :|
تارف نکن بگو پیس دیرمم🤔
منم تا در حالت موت نباشم اصلا روم نمیشه برم دکتر:)))

فک میکنم دکتره بگه: فقط هممممممین ..برا همین اومدی پیش من:))
پاسخ:
والا :))
باید قشنگ مریض باشی بری-_-
:دی
دکتر من اینقدر فهمیده بود که میپرسید آمپول بنویسم برات؟ منم میگفتم نه، میگفت باشه (:
اصلا اصلشم اینه که آمپول ننویسن زیاد مگر در مواقع حاد و ضروری
پاسخ:
چه دکتر خوبی*_* ، حالا من ارزو به دلم مونده یه دکتر همچین سوالی ازم بکنه البته یه دکتر داشتیم قبلا الان گاهی میاد اینجا رفته تهران برا فوق تخصوص اون خیلی خوب بود خییییلی اصلا دلت میخواست حتی یه کوچولو هم مریض شدی بری پیشش:دی

اوهوم👌
من میذارم آمپول رو بنویسن ولی خب نمیذارم بزنن :) آخرین آمپولی که زدم تیرماه سال 90بود که بخاطر مدرسه مجبور بودیم آمپول کزاز بزنیم:|
پاسخ:
عه خب امپول وقتی بنویسن یعنی یه بخش اصلی خوب شدنت به اون مربوط میشه به جاش چیکار میکنی خوراکیشو میگیری؟🤔

واکسن و سرم و اینا خوبه بنظرم قایل تحمل امااا پنی سیلین:|| نه یه سری امپولای حساسیت هم هست اونام بدون درد ... من بچه که بودم از شانس بدم هر بار میرفتم دکتر باید حداقل دو تا پنی سیلین میزدم بیشترینشم فک کنم هشتا بود ☹ خاطره خوبی ندارم😁😐

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.