بق بقو

بق بقو

و ما برای عروج به آسمان آفریده شدیم

خدایا زمین گیر شدنم را مپسند...

به خود آی؛خود تو جانِ جهانی

گاهی به آرشیو وبلاگتان سری بزنید

سه شنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۳۰ ب.ظ

وقتی میری نوشته های مثلاً شهریور 94 رو میخونی ، و میبینی چقد اون آدم قدیمی نیستی . باخودت میگی چقد خوب شد اینو نوشتم هاا چقد خوب شد این پست موقت رو حذفش نکردم هااا دلت تنگ قدیم میشه ... من قدیم شاد تر بودم :) 

یکی از پست های شهریور 94 ... چقد خاطره برام زنده شد وقتی بهش گوش دادم اینجا


+حتی کامنت هایی که قبلاً میذاشتم با کامنت های الانم فرق داره (بگذریم که مثل قدیم زیاد کامنت هم نمیذارم و استخاره میگیرم)

۹۷/۰۵/۳۰
بق بقو

نظرات  (۱۱)

اصلا انگار این پست رو از زبون من نوشتن..
پاسخ:
...
۳۱ مرداد ۹۷ ، ۰۶:۱۶ عینکی عینکی
مرسی شرکت کردی

آخی...
پاسخ:
مخلصیم :دی

:)
من وبلاگامو حذف کردم :|
عه اون رهگذر ...
پاسخ:
بعله-_-

اره اتفاقا همین چند روز پیش احوالشونو پرسیدم ...
بعضی وقتا آشناها یا دوستا خاطراتی رو از قدیم تعریف میکنن، یا عکسها و فیلم هایی از چند سال قبل می بینم و مدام با خودم تکرار میکنم این دختر منم؟ چقدر شاد، چقدر شیطون، چقدر خندون و پر انرژی... و چقدر حسرت میخورم
پاسخ:
اره ، اره واقعا ... نمیدونم میتونم مثل قبل بشم هنوزم یا دیگ کار تموم شده و اب رفته به جوی باز نمیگرده
آره خیلی عوض شدی تو!! کلا همه عوض شدن تو بلاگستان!!
پاسخ:
اوهوم :(:
مگ هستن هنوز؟؟
پاسخ:
گفتش فعلا وقت نمیکنه بیاد وبلاگ...
سلام بیا متن منو بخون .حالت برمیگرده .مطمئنم
پاسخ:
آمدم آمدم^_^

ممنون
نمیدونم چرا ولی من هنوز امید دارم به خوب شدنم :دی
پاسخ:
منم همینطور
ثریا به من رمز ندادی ولی چرا خب😐
منم چند شبه دارم پست های قدیمی وبلاگم را می خونم. دقیقا همین حس ها را دارم...
پاسخ:
اوهوم خیلی خوب مرور خاطرات
لایک پست بالا:)
پاسخ:
^_^
سلام
یه روزی که این روزا بشه قدیم، باز دلمون تنگ میشه واسه همین روزاهم:)
پاسخ:
سلام 

همینطوره ... وچقد بده که دلمون تنگ قدیم میشه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.