بق بقو

بق بقو

و ما برای عروج به آسمان آفریده شدیم

خدایا زمین گیر شدنم را مپسند...

به خود آی؛خود تو جانِ جهانی

۱۷ مطلب در تیر ۱۳۹۵ ثبت شده است

سلام

آه از این روزای پر از خستگی ...

من هنوز خوابم درست نشده ؛ تو ماه رمضون تا سحر بیدار بودیم الان همه خواباشون به حالت اول برگشته مال من هنوز همنجوریه :|

بعد جالبیش اینه که صبحام خیلی دیر بیدار شم 9 :/ ظهرام نمیخوابم :/

امروزم 3 صبح خوابیدم ساعت 6 صبح با ذوق کردنای مامانم بیدارشدم که

چی شده چی شده :||

ببنید که دیگ چقد مامان من ذوق کرده بود من از خواب شیرین بایه بار گفتن اسمم بلند شدم ببینم چه خبر (اصلا هم فضول و اینا نیستم :|)

حالا چه خبر بود بله یه مهمون جدید

ایشون بودن

همیشه برام سواله چرا اینقد مامان من جوجه تیغی دوست داره :|... آخه خیلیم ناز نیست :|

من :از کجا آوردیش ؟

هیچی سر کوچه ،هی از این ور خیابون میرفت اون ور خیابون ، منم راهنماییش کردم تو کوچه بعدشم آوردمش خونه :دی

من :)))))واقعاً

باور کن !


بله ایشون فعلاً تو حیاط خونه ما هستن ببینیم چی میشه دیگ ... الان برا خودش خونه درست کرده زیر زمین:))

+این آهنگ رو هم خیلی دوست دارم ... یاد خاطره های خوب و آدمای خوبی میفتم :) ...بشنوید


۳۶ نظر ۳۱ تیر ۹۵ ، ۱۷:۳۳
بق بقو
۸ نظر ۳۱ تیر ۹۵ ، ۱۶:۲۶
بق بقو

خوب چه کاریه پول رو پاره میکنن

چرا دیدشونو عوض نمکنن که همون پول رو هر چند کم؛بدن به کسی که نیاز داره ... اصلاً نه دل چندتا بچه رو باهاش شاد کنن ... نون قیمتش چنده ؟ برن نون بگیرن بدن به کسی که به نون شبش محتاج ...حالا من نمیدونم اینو کی رسم کرده یا شایدم اصلاً رسم نباشه و از روی چشم و هم چشمی اینکارو میکنن ... اما به نظرمن مسخره ترین کاری که میتونن بکنن همینه که پولو رو سر عروسشون پاره کنن که یه وقت خدایی نکرده عروس چشم نخوره .... برا خودم متاسفم که همچین صحنه اییو میبینم

و البته این کوچک ترین بخش از این بیفکری هاست ...

عروسی های مجلل که بیشتر از چندین نوع غذا میدن (و بقیه خرج های اضافی که فک کنم همه دیدیم)...خب که چی ...میخوان چیو ثابت کنن ؛ ما پول داریم با کلاسم بی فکریم ولخرجیم ، اهل پُز دادنیم، دوست داریم تک تک باشیم و انگشت نما همه شهر بشیم  ... و شایدم یه چیزی تو مایه های عقده

بابا چرا یه جور دیگ فکر نمیکنن ،که شاید جونایی باشن که حتی از عهده یه نوع غذا هم برنمیان چه برسه چند نوع ... حتی نمیتونن هزینه مراسم رو جور کنن

مگه ساده بودن ومعمولی بودن چه عیبی داره ، اگ به جای اون همه هزینه ای اضافی تو عروسهامون یکم فقط یکم قناعت به خرج بدیم شاید یه عروسی دیگم شکل بگیره ... شاد کردن دل مردم لذتی داره که بنظر من هیچی ازون لذت بالا تر نیست .

اصن کمک کردن یه چیز دیگس ... اینجارو بخونید خالی از لطف نیست!

چند وقت پیشا مثل هر روز صبح داشتم میرفتم سمت ایستگاه اتوبوس دانشگاه تو راه یه پیرمرد (ظاهر بدی نداشت) منو صدا زد(چند قدمی ازش فاصله گرفته بودم) که دخترم میشه یه کمکی بهم بکنی اول فک کردم میخواد از خیابونی جایی رد بشه یا آدرسی بپرسه .رفتم جلو گفتم بفرمایید پیرمرد دوباره گفت میشه بهم یه کمکی بکنی (تازه فهمیدم کمک نقدی منظورشونه) ؛ یعنی فقط شرمندگی ... شرمندگی

خب این عدالتِ؟ چرا یه جا اینقدر زیاد که سر ریز میکنه نمیدونن با اون پول چیکار بکنن و یه جا ... درمونده یک تیکه نون

چیکار کنم ... چیکار کنم واقعاً خیلی درد داره ؛ اگه یکم مهربون باشیم به خدا همه چی حله ....مگه مهربون بودن بده ، چرا بعضی موقه ها اینقدر خودخواه میشیم :(

۱۹ نظر ۲۹ تیر ۹۵ ، ۱۹:۴۱
بق بقو

اگر شما در لایک کردن عکس‌ها حساسیت به خرج می‌دهید و هر عکسی را به سادگی لایک نمی‌کنید، به احتمال زیاد نوجوان هستید. حداقل نتیجه بررسی‌های دانشگاه پن‌استیت در زمینه شبکه‌های اجتماعی و رفتار افراد این را نشان می‌دهد. به گفته پروفسور لی نوجوانان درباره عکس‌های خود بسیار حساس هستند و در آزمایش‌ها بیشترین مرور تصاویر و حتی پاک کردن برخی عکس‌های قدیمی خودشان که گمان می‌کنند جذاب نیست توسط نوجوانان انجام شده است. به گفته این استاد دانشگاه، نوجوانان در آن سن می‌خواهند بسیار مشهور شوند و به همین علت برای عکس‌هایی که منتشر می‌کنند حساسیت زیادی دارند و هر عکسی را هم لایک نمی‌کنند.

از طرفی دیگر هم نوجوانان بیشترین تمایل به تعامل را دارند. به همین دلیل کامنت‌های زیادی برای عکس‌ها می‌نویسند. معمولا هم کمتر از خودشان عکس منتشر می‌کنند. شاید این موضوع بحث قبلی را هم کامل کند که گفته شد نوجوانان عکس‌های قبلی را مرور می‌کنند و معمولا عکس‌های خودشان را پاک می‌کنند. معمولا هم پست‌های نوجوانان به شخصیت‌ آنها و یا حال‌وحوصله‌شان  در آن لحظه برمی‌گردد، اما در بزرگسالان اینچنین نیست. بزرگسالان طیف وسیع‌تری از علایق را دارند.

شاید یک دلیل مهم برای تمرکز این گروه تعداد کاربران فعال در اینستاگرام باشد. اینستاگرام بیش از 500 میلیون کاربر فعال دارد که معمولا بیش از یک بار در روز به این شبکه اجتماعی سر می‌زنند. نتیجه تحقیقات نشان داده که حتی لایک کردن در اینستاگرام با فیسبوک یا توییتر بسیار متفاوت است و پیچیدگی کمتری دارد. اما در فیسبوک یا تلگرام یک لایک می‌تواند معنی پسندیدن را بدهد و یا اینکه از روی رفع تکلیف و پایان دادن به موضوع باشد.

منبع:آیتی ایران

بق بقو:

یعنی من با این سن نوجونم :دی

والا من تاحالا ازخودم عکس منتشر نکردم ، حساسیتمم برا یه چیز دیگس :)

موافقین ۱۵ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۵ ، ۱۵:۱۲
بق بقو

شارژرها یکی از بزرگترین مشکلات گوشی‌های امروزی هستند. خیلی از ما گوشی‌هوشمند خود را حتی دوبار در روز شارژ می‌کنیم. برخی شرکت‌ها ایده‌ی بسیار خوبی برای راحتی از این کار فراهم کرده‌اند که می‌توانید موبایل خود را بدون وصل کردن سیم شارژ کنید. اما این امکان برای آی‌فون به صورت پیش‌فرض وجود ندارد. البته یک کمپانی که پیش از این آن را معرفی کردیم برای آی‌فون قابی ساخته است که با کمک آن می‌توانید باتری گوشی‌ خود را بدون سیم شارژ کنید. البته مشکل این سرویس این است که یک قاب با ضخامت را باید همیشه روی موبایل خود داشته باشید.

مطلب مرتبط: آی‌فون را بدون کابل شارژ کنید

تکنولوژی که امروز می‌خواهیم معرفی کنیم محصولی از شرکت MegaSafe است. این شرکت ایده‌ای که اپل از آن برای لپ‌تاپ‌هایش استفاده می‌کند را به آی‌فون آورده است. همانطور که می‌دانید کابل شارژر لپ‌تاپ‌های اپل با آهنربا به دستگاه متصل می‌شوند که خیلی هم خوب کار می‌کند، حالا MegaSafe همین ایده و همان کابل را برای آی‌فون استفاده کرده است.

شاید بهتر بود خود اپل این ایده را برای موبایل‌هایش پیاده می‌کرد تا کاربران کمتر اذیت شوند. این شرکت یک گجت کوچک ساخته است که 15 دلار هم بیشتر قیمت ندارد. کافی است شما این گجت کوچک را در پورت شارژر آی‌فون قرار دهید و پس از آن می‌توانید موبایل خود را با شارژر لپ‌تاپ به صورت آهنربایی شارژ کنید. این دستگاه موبایل‌هایی که دارای آی‌او‌اس 9.2 به بالا باشند را پشتیبانی می‌کند. موضوع خوب دیگر این است که این گجت کوچک آهنربای بسیار قوی دارد و به راحتی می‌تواند کابل را جذب کند. در ادامه می‌توانید نحوه کارکرد این گجت 15 دلاری و کاربردی راببینید.

بق بقو:

کلیپ رو حتماً ببینید.

و اینم که من اینو خیلی وقت پیشا دیدم تقریباً یکی دو ماه پیش ... اما الان خبرشو دیدم گذاشتم ...جالبه:)

من که آیفون ندارم :دی برا آیفون داراش 

 

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۵ ، ۱۴:۵۵
بق بقو

من : چقد تند شده >_<

او : نه ... بزا ببینم

من : چی زدی توش :|

او : اوووم... هاااا حواسم نبوده اول دوتا فلفل درسته توش انداختم بعدشم چند قاشق پودر فلفل D:

من : -_-


یه فیلمی بودش یه دیالوگی میگفتش :

_خب بگو ببینم چه غذاهایی بلدی

+ کوکو بلدم

دیگ کوکو بلدم

اوووم  بازم کوکو بلدم


.

.

مدیونید فک کنید منم فقط به کوکو ارادت دارم ;))


۱۳ نظر ۲۷ تیر ۹۵ ، ۱۴:۰۰
بق بقو
کافیه اون محبت یادش بمونه
اینجوری هر دفه یاد شما بیفته یه لبخند میشینه رو لبش که با همه لبخندا فرق داره 
خیلی فرق داره ... خیلی
همه سعیتونو بکنید خاطرهای خوبی از خودتون بجابذارید!


+آرزومه مسبب همچین لبخندایی باشم .

:)
۴ نظر ۲۷ تیر ۹۵ ، ۱۳:۴۱
بق بقو

بگذارید از کنکور خودم بگویم

که اینقدر کنکوریا حرص و استرس نخورن :)

روز کنکورم مامان اینا خونه نبودن و من تنها تو خونه بودم فرداشم بایدمیرفتم سر جلسه :|

خب حس بدی تنها بودن تو اون موقعیت ... فقط همه لطف میکردن تلفنی مشاوره میدادن (خواهروبرادران و خانوماشون )

صبح روز کنکور با برادر گرام رفتیم دانشگاه یادمه تو راه فقط قرآن میخوندم :دی

خدافظی کردم و رفتم داخل دانشگاه

خوش بختانه دوستم (که بسیار ریلکس و خندان هستن)دقیقاً صندلیش پشت صندلی من بود ... تا شروع امتحان فقط ما میخندیدیم :دی

بقیه رو نگا میکردیم همه تو لاک خودشون بودن مشخص بود دارن از استرس میمیرن :)))

و باز از شانس خوبم بگم  که باد کولر مستقیم رو من بود ... خب تمرکزت تو اون شرایط حفظ نمیشد... به خاطر همین براامتحان بهشون گفتم جامو عوض کردن.

ازاون شخص بگم که اعلام میکنه داوطلبانه گرامی وقت تمام است لطفا پاسخ نامه های خود را ... یعنی صداش میتونه نوستالژی استرس باشه :|

وعکاسی که فرت و فرت هی عکس میگرفت ... منم دقیقاً تو همه عکساش از هر زاویه ای که میگرفت میافتادم ... نصف وقتم رفت به عکاسه ;)

 برا عمومیام خیلی وقت کم اوردم سوال 4 زبان انگلیسی بودم که گفت وقت تمام است :/

 تخصوصیا وقت اضافه هم آوردم :دی

احوالات بعد امتحان

ملت همه داشتن گریه میکردن ... زمان ما سوالای شیمیش خیلی سخت بود ،گزینه ها اینقدر طولانی بود که " ب "رو میخوندی "الف" یادت رفته بود :| و پیچیده

به هر حال من که دادم و با دوستم داشتیم میرفتیم سمت سر در که بریم خونه هامون تو راه به دوستم میگم: یعنی میشه ما تو همین دانشگاه قبول بشیم

دوستم: خداکنه ( اینقدر از خودمون ناامید بودیم :دی)

دوباره اون عکاسو دیدیم ؛ کلا سوژه عکساش شده بودیم موقع خدافظیم ازمون عکس گرفت :دی

دوستم :این میدونه ما چه نخبه هایی هستیم هی ازمون عکس میگیره

من :آره آره D;

ساناز یادته یا نه ؟ :))

الحمدالله من تو همون دانشگاه الان دانشجو هستم دوستمم تو شهر خودمون ویه دانشگاه دولتی دیگ... کلاً خداروشکر نتیجه از آنچه فکر میکردم بهتر بود (البته نسبت به تلاشم  بایدبگم عالی بود :))

+بعد از کنکور استخر خیلی میچسبه ;)
+برای همه کنکوریای عزیز آرزوی موفقیت دارم ، ان شاءالله نتیجه های خوبی بگیرید:)
۲ نظر ۲۴ تیر ۹۵ ، ۱۷:۰۶
بق بقو

خب حلقه کتاب که یادتونه

اولین کتابی که مدنظرمه که بخونیم کتاب "بیشعوری" هست . این کتابو معرفی میگنم چون آخرین کتابی بود که باید تو حلقه میخوندیم ولی خورد به امتحانا نشد که تموم بشه یعنی اصلاً شروع هم نشد :)

زین خاطر اولین کتاب حلقه انتخابش کردم . بچه ها که خونده بودن ازش تعریف میکردن ؛ هنوز خودم نخوندم . (البته نمیدونم شما خوندید یا نخوندید؟)

این کتاب 170 صفحه هستش که تو 2 هفته میشه تمومش کرد(روان و سادس سریع خونده میشه)

پست بعدی در رابطه با این کتاب مربوط میشه به 85 صفحه اول که ان شاءالله 5شنبه هفته دیگ میذارم ... همونجا برای 85 صفحه اول بحث هم میکنیم :)

اگر کسی کتاب رو نداره بهم بگه براش میفرستم (pdf)

فک کنم چیز دیگ نمونده که بگم :)

اگر سوالی هست بفرمایید.

+دوستان یه چالش کتابخوانی راه انداختن و کتابای خوبی که خوندن رو معرفی میکنن ان شاءالله بشه تو این حلقه اون کتابارو هم بخونیدم :)

+300 امین مطلب هستش ... به افتخارش :دی

۲۳ نظر ۲۴ تیر ۹۵ ، ۱۵:۱۵
بق بقو

امروز 95/4/22 این وبلاگ 2 ساله میشود .
البته باید بگم 1 ساله چون اصل کار من از پارسال شروع میشه ؛ شروع کار من از بیان بوده و به جز همین 1یا 2 سال هیچ سابقه وبلاگ نویسی ندارم در هیچ سرویس وبلاگی ...
خدارو شکر میکنم تو این یه سال با وبلاگ نویسایی مثل دوستان آشنا شدم ... قلباً خوش حالم
و این که من میخواستم تو یه همچین روزی وبلاگمو حذف کنم ؛ ولی واقعاً نمیتونم....نمیتونـــــــــــم  :دی
وفک نکنم هیچ وقت این اتفاق بیفته (یعنی حذفش کنم) :)
خب حالا از این موارد که بگذریم میرسیم به اولین کادو بق بقو که خیلی اتفاقی بهش داده شده و در اصل این به عنوان عیدی روز عید فطر بوده :دی
ولی خیلی ذوق کردم از لطفت  قطره جان خیلی(عالیه عالی) ... قربونت ^_^

+ دوسال پیش مثل همین الان نشسته بودم پشت سیستم خونه برادر اینا و این پست رو گذاشتم (به ساعت هم دقت کنید):دی اینجا
چقد زود گذشت :)
۳۷ نظر ۲۲ تیر ۹۵ ، ۱۳:۳۰
بق بقو

تلگرام، این شبکه اجتماعی به ظاهر امن، بیش از 100 میلیون کاربر دارد. ممکن است شما هم جزو این افراد باشید. اگر هستید بهتر است عضویت خود را در این شبکه بازنگری کنید.این حقیقت تلخ تلگرام است:

برخی متخصصان امنیت می‌گویند تلگرام مشکلات امنیتی متعددی دارد و به اندازه ایی که سازندگان آن ادعا می کنند امنیت ندارد.

یکی از مشکلات اصلی این برنامه ارتباطی، این است که مکالمه ها یا چت ها را به طور خودکار رمز گذاری نمی‌کند. رمز گذاری خودکار برنامه‌های پیغام رسان یکی از توصیه‌های اکید FBI است.

Christopher Soghoian رییس بخش تکنولوژِی و تحلیل‌گر ارشد اتحادیه آزادی‌های شهروندی آمریکا به خبرنگار نشریه گیزمو گفت:

"کاربران تلگرامی بسیاری هستند که فکر می کنند در یک فضای امن و رمز گذاری شده به دیگران پیغام میفرستند، در حالیکه واقعا اینطور نیست چون نمی دانند باید در قسمتSecret Chat اینکار را انجام دهند. تلگرام در راستای فعالیت‌های سیاسی دولت رفتار می‌کند  واینکه چرا ارتباط برقرار نکردن کد گذاری شده به صورت پیش‌فرض روی برنامه اجرا نمی‌شود جای تعجب دارد. هیچ دلیلی وجود ندارد که یک برنامه پیام‌رسان با این همه ادعا ، به صورت خودکار این تنظیم را نداشته باشد."

- مرتبط : دومحقق ایرانی یک حفره امنیتی در تلگرام کشف کردند

برخلاف نظر اکثریت متخصصان امنیتی  و کدگذاری مکالملت شبکه های مجازی، این شبکه خیلی خود را امن و مطمئن می داند. اما در حقیقت واتس‌اپ از پروتکل کدگذاری پیشرفته تری استفاده می کند و تمامی پیغام ها، تماس ها  به طور پیش‌فرض و از قبل کدگذاری شده و خصوصی است.

علاوه بر این،کدگذاری تلگرام هم تا حدودی اشتباه و ناقص است.تلگرام عنوان کرده که از تکنولوژی  هنگام کدگذاری پیغام ها استفاده می کند که مشکل دار بودن این نوع رمزنگاری ثابت شده است .

Alan Woodward، پروفسور دانشگاه Surrey به خبرنگار گیزمو  گفت:

" آنها از پروتوکل   MTproto استفاده می کنند که بسیار ابتدایی است و هیچ مدرک مستدلی مبنی بر امن بودن آن وجود ندارد.

در حال حاضر ما واقعا نمیدانیم که آیا این برنامه واقعا امن هست یا نه.معمولا متخصصان کدگزاری الگوریتم اجرایی خود را افشا می کنند ولی در مورد این برنامه همه چی در ابهام است. واقعا مضحک است که رمزگذاری در این برنامه انتخابی است. افراد عادی از کجا باید بدانند که اصلا همچین چیزی وجود دارند."

Matthew Green پروفسور رمز نگاری دانشگاه هاپکینز سال پیش در گزارشی به دات میل عنوان کرده بود:

"ظبق پست های منتشر شده توسط خود سازندگان برنامه‌، ظاهرا آنها چندین ریاضی‌دان حرفه ای و باهوش دارند که عملا رمز نگار نیستند اما کارشان را خوب بلندند، انها پروتکل به خصوص خود را تولید کرده اند و از آن استفاده می کنند. واقعا مسخره است.انها از روندی که یک رمز نگار واقعی سر در می آورد پیروی نمی کنند.چرا؟ "

وودوارد عنوان می‌کند :" طبق تحقیقات انجام شده ، یک هکر به راحتی می‌تواند بقهمد که یک کاربر در تلگرام آنلاین یا آفلاین است، با چه کسی در ارتباط است و یا چه زمانی شروع به استفاده از برنامه می کند."

پس اگر شما هم جزو آن دسته افرادی  هستید که می خواهید با دیگران ارتباط برقرار کنید و می‌خواهید این کار را در امنیت انجام دهید بهتر است از برنامه های مطمئن‌تری همچون Signal، iMessage  و یا WhatsApp استفاده کنید. تلگرام  فعلا نقصان های زیادی دارد که امنیت ان را حقیقتا زیر سوال می برد.

منبع :آیتی ایران

بق بقو:

و البته براساس گفته  های این پست

محبوبیت تلگرام تو ایران خیلی زیاده و زمانیم که یه برنامه بین مردم جا میفته خیلی سخت میشه نظرات رو تغییر داد ؛ اما این یه حقیقت کلاً تلگرام مناسب رد و بدل کردن اطلاعات شخصی عکس و غیره نیست (یا بایدتوSecret Chat )این کار انجام بشه که اغلب افراد انجام نمیدن این کارو ..مثلاً خودم :|

ولی خب میشه کنترل کرد و این عکس و اطلاعات رو تو این برنامه ها ثبت نکرد :)

موافقین ۱۶ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۵ ، ۱۲:۰۵
بق بقو


تو بازه زمانی دانشگاه به مدیریت یکی از استادامون یه حلقه کتاب راه اندازی شد که در هفته یک روز بود.
نوع کار اینجوریه که هر هفته یک کتاب(یا قسمتی از کتاب )مشخص میشد که بچه ها  بخونن و بیان دربارش صحبت کنیم ... نتیجه کار خیلی عالی و با یه انرژی مثبت بود.
همه بچه نظرشونو راحت میگفتن حتی بعضیا کلاً از پایه مشکلات ریشه ای  اما بازم راحت بودن و همدیگرو قانع میکردن .(تجربه و برداشت ها خیلی جالب بود)
 به خاطر همین من گفتم این روال تو تابستونم بر قرار باشه و به فرماموشی سپرده نشه و همین که کتابم بخونیم .
اینجا آدمای با تجربه و کتاب خون زیاده ...
میخوام این کارو انجام بدم هر هفته درباره یک کتاب پست بذارم (اگه بشه ان شاءالله)و نکته های جالب برداشتامو بنویسم .
داخل پرانتز:کتابایی که انتخاب میشد ، چالشی بودن :) ... منظورم خیلی میشه بحث کرد.
حالا این موضوع رو اینجا گفتم که اگر کسی مایل بود کتاب بخونیم و بحث بنماییم :)
۱۱ نظر ۲۱ تیر ۹۵ ، ۱۰:۳۰
بق بقو
اینا برا پسرمه :)




۱۹ تیر ۹۵ ، ۲۲:۱۹
بق بقو
سلام ؛
حال و احوال ... ان شاءالله همگی رو به راه باشید :)
مستقیم برم سر اصل مطلب که ادامه پست قبل ..
تجربه خیلی خوبی بود و کمی سخت
به نظر من قسمت های سختش مربوط میشه به رنگ زدن سقف و استفاده از رنگ روغن این قسمتا واقعاً پدر درآور هستن
کسایی که مثل من تجربه اولشون هست روز اول مچ دستشان داغون خواهد شد (برا من که واقعاً بد درد گرفت ، حتی نمیتونستم بخوابم ) خوبه دستِتونو از اول با یه چیزی ببنیدید ...کتفتونم درد خواهد گرفت
ولی در کل رنگ زدن عالیه خصوصاً همزمان با خودت شعر یا دکلمه  بخونی اتاق خالیه اکو دار میشه صدات :دی
خب حالا هر چی هست اتاقم خیلی صورتی شدش :)) شبیه اتاق نوزاد شده :دی
عکس 1
البته پریز هارو هم رنگ کردم این عکسا قدیمی هستن
 این موجی شدن دلیل داره ؛ دلیلشم شاهکاری بود که زدم و ازون خط مورد نظر فرضی بالاتر رفتم :دی ... برا درست کردن خراب کاری پیشنهاد موجی بودن رو دادم :)) ... خیلیم بد نشد :|
(اگه آبی میبود خیلی بهتر بود فک کنم ...آخه موجم داره مثل دریا میشد )
همین و پایان پروژه


+چرا من یه خواننده از بندر عباس ندارم , واقعاًچرا چرا ... من یه خواننده از بندر عباس میخوام :|...اگ خواننده از بندر عباس دارید به وبلاگ من راهنماییش کنید لطفاً
۲۵ نظر ۱۹ تیر ۹۵ ، ۰۰:۳۵
بق بقو

سلام

الکی مثلاً من ازون پست "سلام"

تا الان اصلاً پست نذاشتم ;))

حالا قضیه عنوان رو بگم ، زمان امتحانا به فکر یک تغییر و تحول بودم نتیجش شد رنگ کردن و باز سازی اتاقم؛خب مطرحش کردم مشکلی نبود

برا رنگش بین دورنگ مونده بودم آبی یا صورتی(بچم نیستم:/) که بالاخره صورتیو انتخاب کردم (زمستوناهمینجوری اتاقم سرده آبیم میزدم دیگ..)رفتم برای خرید

رفتن من همانا و داشتم پشیمون میشدم همانا آخه من که نمیدونستم اینقد کار داره و چند دست باید قبل از دست آخر رنگ بزنی اتاقو

سر جم میشه 4 بار ...تازه بتونه کاری هم داره ... خب اتاق 3*4 دست تنها خسته میشم .

ولی تو مغازه بودیم دیگ نمیشد بگم برگریدم ...رنگارو خریدیم :دی

از فردا باید اسباب کشی کنم به یه اتاق دیگ و ان شاءالله کم کم کارو شروع کنم ... اما هنوزم همه از حرکت شگرف من در شگرفن :دی

 مریض میشی از بوی رنگ و تینر و اینا

من: این همه آدم خونه هاشونو رنگ میکنن مریض نمیشن من مریض میشم :|

اونا شغلشونه  بلدن نه مثل تو که ...

من :نترسید بادنجون بم آفت نداره :دی

مهم اینه من یاد بگیرم  ته ته  تهش اینه خراب بشه که یقیناً نمیشه و یه سرگرمی خوبیه تنوع خوبیم  هست تازه شاید اولین دختر نقاش ساختمونم شناخته شدم :))) بعد بهم افتخار کردید:دی


۳۸ نظر ۱۰ تیر ۹۵ ، ۲۲:۵۲
بق بقو