بق بقو

بق بقو

و ما برای عروج به آسمان آفریده شدیم

خدایا زمین گیر شدنم را مپسند...

به خود آی؛خود تو جانِ جهانی

سلام  به همه همسایگان بلاگی 

جدا از این که من متولد اسفندم ، ولی باید قبول کرد ماه اسفند نقش خیلی مهمیو داره ... باید سال قبل رو تحوبل بده و جدید رو تحویل بگیره .  برا همین مردم اینقد به تکاپو و تلاش میافتند که هر جور شده کاراشونو تموم کنند و نیفته به سال دیگه ! چه تلاشی میکنند این مردم ... یکی نیس بهشون بگه به کجا چونین شتابان :) به قول بابام عیدم مثل همه روزای دیگست ! (با همین جمله و یه سری جمله پَس و پیش  مارو قانع میکنه عید زیاد خرید نکنیم :| سیاست به این میگن ) ... دلم میخواست یه چندتا پست مرتب شده بذارم ولی فرصتی نیست !

بیست اسفند تولدم بودش ... چقدر خوب به روزش فکر نکنم چون اصلاً شبیه کسایی نبودم که تولدشونه :/ و محیط هم همینطور:|

اما بیست و یکم اسفند هم به روایتی تولدم :دی ... که تو اون روز یه عدد کادو به دستم رسید از کیلومتر ها فاصله ماشرق اونا غرب

^____^ تا حالا تو عمرم همچین کادویی نگرفته بودم . البته قبلش اسرا بهم گفته بود که دارم یه کادو خنده داره برات میفرستم منم مشتاق که ببینم این کادوعه چیه خو این اینقد میخنده :| ...خلاصه اومد؛ راستی خیلی لذت بخش وقتی منتظری تا پستچی بسته رو برات میاره... خودم حس میکردم چشمام داره برق میزنه وقتی بسته رو گرفتم :دی  داشتم میگفتم بسته اومد و منم اومدم اتاقم تا بازش کنم ببینم ... که دیدم یک عدد جوجه کوکی هستن :))))) ...میخواستم کلیپ بذارم ازش ها اما حجم زیاد میخواست منم الان دوره سخت کم نتی را سپری میکنم :/

و البته گلبرگ گل محمدی هم داخل پاکت بود بوی گل گرفته بود :)

بازم مچکرم ازت اسرا 

حالا میرم سراغ کادو  رویا ... یعنی کادو های خاص میدن بهم هااا :| (*_*)

به گفته خودش یکی از این کبوترا منم یکیشم آرمان :| ... خدایی من آرمانو تا حالا ندیدمش یعنی چه شکلی میتونه باشه !! -_- 

 و این که باید بگم اسیر شدیما ...ارمان بخ بخ :|

حالا نوبت کادو دوم رویاست^____^

رویا من ازین خرسا واقعیشو میخوام :((( برام بخر :|

و این که تشکر میکنم از هانیه برای پستی که گذاشت ^____^ مچکرم دوست عشقی :دی

وخیلی ممنونم از عارفه عزیزبه خاطره کامنت  تبریکش خیلی میچسبه ؛ بیای وبت و ببینی دوستانی هستن بدون این که خبری از تولدت بدی  کامنت تبریک ببینی...همون مرسی که هستی :)

و تشکر میکنم از یک آشنای عزیزم ... هر چند خیلی گذشته اما من واقعاً ازش ممنونم ..ممنونم برای کمکاش تو ترم گذشته .روز تحویل پروژه وقتی استاد تعریف میکرد ازم  منم تو دلم میگفتم اینا از کمکای یک آشناست... کارش درستِ ^_^ 

و یه تشکر ویژه از آقای zero ... شاید خودشون ندونند (البته تو کامنتام گفتم بهشون)اما عجیب نوشته هاشون منو به فکر میبره و حتی باعث تغییر اخلاقم شدِ و این که به خودم بیام . خلاصه خیلی خوب مینویسید . من میدونم شمایه نابغه هستید :)) 

و برای mr moradi هم بگم یه چیزی همیشه دوست داشتم بگم ... این که یه جوری مینویسند که من بزرگ شدنشون رو دارم احساس میکنم و این خیلی خوب هر روز در حال پیشرفت و بهتر شدن  هستن :)... دوست داشتم بگم اینو حتماً:|

و برای آبو هم دوست داشتم اینو بگم چقدر آروم هستن ایشون نیستن ؟ [آیکون تفکر] ..خیلی آروم و ساکتید :)

برای آقای محمد حسین (من نه آنم که تو میپنداری)، خوشم میاد خیلی غیر مستقیم (گاهی هم مستقیم حتی)در عین رک بودن حرفتونو میزنید  :))

و مهرناز (مهرناز . ج) هم از اسمش معلومه دیگ مهر با ناز هستش ^_^  دلم تنگ شده برای قبلنا که مجال و فرصت بیشتر بود :)

 و اِی آقای پدر (پلاک هفت)فک کردید فراموش میشید ..خیر :| ... من هنوز شکلکای جدید زیر فرشتونو میخوام . شما یک الگو به عنوان آدم با اخلاق هستید :)


و درباره خودم هم یه چیز بگویم این دم اخری ، شما ازون دور احساس نمیکنید من اخلاقم عوض شده باشه یه وَقت ؟؟ :/

من خودم حس میکنم خیلی تغییر کردم  :)

یه درخواست هم دارم میشه اونایی که دست راست هستن با دست چپشون و اونایی که دست چپ هستن با دست راستشون  یه چیزی بنویسند با بکشند و بفرستند ... من میذارمشون اینجا یادگاری ...زمان هم نداره هر وقت تونستید خصوصاً الان که سر همه شلوغ پلوغه دم عید :)  (البته خیلی وقت نمیبره :دی)

این درخواست برای همست هر کی از اینجا رد شد و حتی گذرش افتاد ممنون میشم شمام بنویسید ... یه صفحه جدا براش درست میکنم اون بالا  قسمت در باره من و اینا میذارم 


+ باید بگم همه همه همه بیانی ها یه چیزی برای این که الگو باشن برای من دارن ... منتهی یکی دوسه مورد یکی بیشتر یکی کمتر

+اینقد دلم میخواد حرف بزن منتهی قاطی پاتیه :/

+اِی آن کسی که تولدتان 20 اسفند بود ولی الان وبلاگتان موقتاً تعطیل است . تولد گذشته تان مبارک :)

+و در آخر سال خوبی براتون آرزو میکنم ... ان شاءالله سال جدید برای همه پر خیر و برکت باشه ...غم و اندوه هم توش کم باشه اصلاً نباشه :) مارو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید !

۱۳ نظر ۲۹ اسفند ۹۵ ، ۱۴:۲۶

کلاً امسال از همه جا طرد میشم ... 
باتشکر

:(:

۲۴ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۱۴

-دلت برام تنگ نمیشه ؟

+نه

-بی احساس 

+حالا تو برو ..شاید بعدنا وقتی نبودی دلم برات تنگ شد تازه اونم شاید!

-:/


الان دلم براش تنگ شده  :( 

دلم برا یه جای دیگم تنگ شده ، خوب چرا هیچکی جوابگو نیست ....



۲۲ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۱۸

امروز از ساعت چهار تا هشت با یک استاد کلاس داشتیم یعنی دوتا آز

نشسته بودیم تو سالن که وقتش برسه بریم یه سری از دوستان هم از نماز خونه اومدن گفتن چرا نرفتید سرکلاس ... من گفتم حالا میریم:/ دیر نمیشه:|

دوستان هم از خدا خواسته یکم حرف زدیم بعد من گفتم بچه ها میشه نریم سرکلاس:دی

(خدایی حالم خوب نبود) که بعد دیدیم دوستان هم دعوت منو لبیک گفتن... فقط مونده بود اقایون ... یکی از دوستان تماس گرفتن باهاشون که بلندشید بیاید کلاسو کنسل کنیم... که اونا هم به سرعت نور لبیک گفتن...فقط یکیشون براش سوال بود که چرا واقعا:/... بعد دوستان هم گفتن میخوایم چمدونامونو جمع کنیم ... یکی گفت چون زندگی داریم ... یکی دیگ هم گفت برا این که شیشه پاک کنیم:/

اون اقای محترم هم قشنگ قانع شد گفت باش:|

فقط نمیدونم الان من کار بدی کردم🙄🙄😐

+فک نکنید این پست اموزشی بود هااا :))... اونو میذارم!


۱۴ نظر ۱۸ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۵۳
۴ نظر ۱۸ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۲۰