بق بقو

بق بقو

و ما برای عروج به آسمان آفریده شدیم

خدایا زمین گیر شدنم را مپسند...

به خود آی؛خود تو جانِ جهانی

هوشنگ ابتهاج گویند که ... نمیدانم چه میخواهم بگویم / غمی در استخوانم میگدازد

حتی نمیدانم چرا انقدر پست میذارم. نمیدانم چرا انقد پستهای کوتاه میذارم اما میدونم غمی در استخوانم میگدازد.

ازین غم درون استخوان بگذریم .

امروز یکی از استعداد های مخفی مامانمو کشف کردم .

اونم اینه که خیلی خوب تقلید صدا میکنه ... عالی:))


۵ نظر ۲۶ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۴۶
بق بقو

ابوطالب و امیر حسین قیاسی اینا میرن بالا یعنی دوست دارم این دوتا برن :))

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۱۷
بق بقو

چقد همو بغل میکنند

بغلاشونم واقعیه هاا...

۲ نظر ۲۵ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۵۳
بق بقو
این ضعف آدمو میرسونه که وقتی کارش جایی از این دنیا گیر با همه عالم و آدم سر جنگ داره ...البته جنگ من بی تفاوتی است. 
نمیدونم این حجم از بی تفاوتی من عادیه یا نه اما در حال حاضر هیچی برای من جذاب نیست . هیچی و آخر ذوق من یک لبخند
۲۵ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۵۸
بق بقو

چقدر خوش حال شدند از این که گوشیم خود به خود خودشو ریست کرده و چقدر بیشتر خوش حال شدند از اینکه بعد از ریست دیگ روشن نشد.

بهش گفتم اگر تو بمیری، بعد تو دیگ هیچ گوشی نمیگیرم . گوشی نارنجیِ نادرِ قشنگم.

میگفت چقد خوش حالم صفجه گوشیت سیاه و خنده های شیطانی میکرد.

من همچنان التماس میکردم روشن شو نباید بمیری ... الان وقتش نیست.راستش ته دلم اصلا ناراحت نبودم چون میدونستم روشن میشه اگر گوشی منه که روشن میشه.

میگه ببین درستش کردی باشه برای من، دیگ به درد تو نمیخوره.

من همچنان گوشیو خاموش روشن میکنم ...سیاهِ سیاه به سرم میزنه رم و سیم کارتای گوشیمو درمیارم و دوباره روشنش میکنم .... بلههههه روشن شد . و الان با همین گوشی نارنجی ِ نادر قشنگم این پستو نوشتم .

۳ نظر ۲۵ مرداد ۹۷ ، ۰۱:۵۹
بق بقو